یادداشت های یک تبعیدی

همه تبعیدی ها حرف هم را می فهمند، واین خود درد مشترک است!

یادداشت های یک تبعیدی

همه تبعیدی ها حرف هم را می فهمند، واین خود درد مشترک است!

۴ مطلب با موضوع «تفریحات» ثبت شده است

۰۳
شهریور

نیمروز بود در حیاط دانشکده یکی از اساتید تاریخ به سمتم می آمد و لبخند برلب درباره جلسه ای که در دانشکده قرار بود برگزار بشود به من اطلاع داد از انجا که شوق و اشتیاق من رو نسبت به ادیان و مطالعه آنها میدانست من رو به جلسه دعوت کرد.

به جلسه دعوت شدم دوتن از متروپلیتن ها(مقام اسقف در مسیحیت ارتودکس) و تیمی از دانشکده آتن آمده بودند، انسان هایی از مهد تفکر. در ابتدای جلسه قرآن خواندم و در طول جلسه نگاه عمیق انتیموس* را روی خودم حس میکردم تا اینکه درانتهای جلسه به سمت من آمد و با لبخند به من سلام کرد. با او صحبت کردم کارتش رو به من داد و به من گفت نمیدانم چرا ولی از اول جلسه دلم میخواست با تو صحبت کنم و اینگونه هم شد.
با شوخی به سینه ام زد و دستی به ریش های سفید بلندش کشید و گفت من هم مثل تو بودم ۳۰ سال پیش :)
من هم گفتم دوست دارم اینجور ریشی داشته باشم که گفت پس ۳۰ سال صبر کن :)

*Anthimos Metropolitan of Alexanroupolis
  • حسین کهن
۱۶
آبان

قبل از سخنرانی دکتر رحیم پور
خبر نگار خبر گزاری تسنیم اومده بود دانشکده من و چند تا از بچه ها خفتش کردیم و اومد ازمون عکس گرفت.

  • حسین کهن
۱۹
خرداد

روز دوم ماه رمضان در حسینیه امام خمینی برای نماز شرکت کردم و بیشتر شور و شوق من از این بود که برای اولین بار است که پشت سر رهبری نماز می خونم، قبلا داخل مراسمات حسینیه شرکت کرده بودم، سخنرانی های حضرت آقا و ... اما هیچ وقت امکانش پیش نیومده بود که نماز جماعت ایشون رو درک کنم.

بماند بقیه اش...

  • حسین کهن
۰۶
خرداد

صبح بود، من و سهیل رفته بودیم بیرون زمانی که داشتیم برمیگشتیم، متوجه شدیم که ساعت 11:30 هست و رفتیم دانشکده هنرهای زیبا سهیل رفت سلف دانشکده و منم رفتم بوفه هنر. با رضا بر خورد کردیم و گفت که یه نمایشگاه برگزار شده از فرهنگ های مختلف و دانشجوهای دانشگاه خودمون که از کشورهای دیگه هستند مسئولش اند.

خلاصه رفتیم، خیلی برام جالب بود، از کشورهای مختلف، عراق، مصر، هند، سریلانکا، افغانستان، پاکستان، ژاپن، اندونزی، چین، فلسطین و ... اومده بودند.

این فقط روایتی از یک خاطره بود.

  • حسین کهن