مدت ها بود که با حال خوشی و سرمستی خاصی که تقریبا پیشینه و سابقه و مشابهی در زندگی ام نداشت زندگی میکردم و احساس میکردم دیگر هیچ چیزی حال این دل را به هم نمیریزد.


دیروز جمعه در حالی که دوباره به همین حال فکر میکردم آوایی آشنا دلم را به گذشته ای برد. به آغوشی که با همین نوا در آن گریه کرده بودم گریه کرده بودیم


شمیمی برای سفر به گذشته واقعا عجیب بود.


in the end it doesn't even matter

:)


۲۸ مهر ۹۷